شنبه 11 آبان 1398  11:18 ق.ظ
توسط: sardar sardar

اجازه بدهید برای تعریف ایمیل مارکتینگ از قدیم شروع کنم. سال‌ها پیش که از سرویس ایمیل یاهو (همان Yahoo Mail خودمان) استفاده می‌کردم، هربار که ایمیلی از یک غریبه در Inbox خود می‌دیدم، متعجب می‌شدم این فرد از کجا آدرس ایمیل من را دارد و چرا برای من ایمیل فرستاده است! بیشتر اوقات هم به دلیل بی‌تجربگی و ترس از هکرها!!! به سرعت ایمیل را پاک کرده و حتی آن‌ها را به عنوان اسپم ذخیره می‌کردم، اما امروز بی‌تفاوت از کنار 90% این ایمیل‌های ناآشنا رد می‌شوم زیرا می‌دانم محتوایی جز تخفیف، معرفی محصول و پیشنهادات مختلف ندارند.

حتماً در گذشته برای شما هم پیش آمده که ایمیلی از یک فرد یا کمپانی ناشناس در Inbox خود مشاهده کنید و در ذهنتان از خود بپرسید که این فرد کیست، محتوای ایمیلش چیست و چرا برای شما این ایمیل را ارسال کرده است؟ اگر هنوز هم جواب این سؤالات را پیدا نکرده‌اید، پس نمی‌دانید ایمیل مارکتینگ چیست و باید بگویم که آدرس ایمیل شما به منظور بازاریابی ایمیلی مورد استفاده قرار گرفته است.

از زمان معرفی اینترنت به دنیا تا به امروز، ایمیل ابزاری ضروری برای کسب و کارها بوده است. یکی از اهداف استفاده از ایمیل برای یک کسب و کار، بازاریابی ایمیلی یا بهتر بگویم Email Marketing است. اکثر ایمیل‌های ناشناس و اسپمی (Spam) که همه ما دریافت می‌کنیم (که حاوی پیشنهادات مختلف روی این کالا و آن خدمت هستند) نمونه‌های خوبی از ایمیل مارکتینگ به بدترین شیوه محسوب می‌شوند؛ به رگبار بستن مخاطب با ایمیل بدون ذره‌ای تفکر. از آنجایی که ارسال ایمیل هزینه چندانی در بر ندارد، صاحب کسب و کار مبلغ اندکی صرف خرید یک یا چند لیست ایمیل کرده و شروع به ارسال ایمیل‌های اسپم می‌نماید: "محصول جالب را فقط به قیمت فلان ریال خانه ببرید!". گاهی حتی همین ایمیل را به دفعات به افراد نگون بخت موجود در لیست ایمیل خریداری شده می‌فرستد! نتیجه این رویه، چیزی جز اذیت و آزار افراد و خدشه دار شدن شهرت ایمیل مارکتینگ نیست.

در این مقاله و فصل‌های بعدی آن (فکر کردید همین یک فصل را می‌خوانید؟ زهی خیال باطل!) قصد دارم از Email Marketing اعاده حیثیت کرده و حق مطلب را در مورد این ابزار خوب ارتباطی/تبلیغاتی ادا کنم، به طوری که خوانندگان این مقالات در انتهای مطالعه خواهند دانست که ایمیل مارکتینگ چیست، چرا برای یک کسب و کار مهم است، چه وقت و چرا سراغ بازاریابی ایمیلی بروند، چه کسانی را هدف Email Marketing خود قرار دهند، چگونه یک کمپین بازاریابی ایمیلی راه بیندازند و از همه مهمتر، با ابزارهای روز ایمیل مارکتینگ دنیا به منظور اتوماسیون ایمیل و تحلیل نتایج کمپین‌ها آشنا خواهید شد.

پس اگر تمایل به یادگیری کامل و اصولی یکی از روش‌های بازاریابی یعنی Email Marketing را دارید، در سری مقالات ایمیل مارکتینگ با من همراه شوید.

ایمیل مارکتینگ چیست؟

اساساً ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی هنگامی رخ می‌دهد که یک کسب‌و‌کار جهت ترویجِ محصول یا خدمات خود، پیغامی تجاری با استفاده از پست الکترونیکی (Email) به گروهی از افراد می‌فرستد، اما اگر بخواهم تعریف دقیق‎تر Email Marketing را بیان کنم خواهم گفت به ارسال ایمیل جهت گسترش رابطه با مشتری بالقوه یا مشتری فعلی، ایمیل مارکتینگ گفته می‌شود، این ایمیل‌ها معمولاً محتوای تبلیغاتی، ترویجی، پیشنهادی و ... دارند و به منظور کمک به ایجاد وفاداری، اعتماد یا آگاهی از برند ارسال می‌شوند.

جایگاه Email Marketing بر اساس اصول و تعاریف بازاریابی یکی از زیرشاخه‌های دیجیتال مارکتینگ است (دیجیتال مارکتینگ خود زیر شاخه‌ای از بازاریابی مستقیم محسوب می‌شود).

طراحی و توسعه سایت بر اساس اصول سئوحتما بخوانید: طراحی و توسعه سایت بر اساس اصول سئو

دیاگرام دیجیتال مارکتینگ

دیاگرام دیجیتال مارکتینگ: روش‌های مختلف بازاریابی دیجیتال

ایمیل، ابزاری کاملاً انعطاف پذیر است که می‌تواند طیف گسترده‌ای از محتواها را در خود جای دهد: متن، عکس، ویدئو، لینک، فایل. ایمیل تقریباً با هر پیغامی که بازاریاب بخواهد بفرستد و به هر طریقی که بخواهد آن پیغام را ارسال کند، سازگار است. بنابراین، تعجبی ندارد عده‌ای از بازاریابان خصوصاً در ایران بدون آنکه با ماهیت ایمیل مارکتینگ آشنا باشند، از آن به عنوان ابزاری دمِ‌دستی و فقط صرف انجام دادن نوعی بازاریابی استفاده می‌کنند،

از حق هم نگذریم Email Marketing روشی مؤثر برای در ارتباط ماندن با مشتریان و همچنین ترویج و تبلیغ کسب و کار به نظر می‌رسد، اما به همین سادگی هم نیست. اجازه دهید برای شروع، تاریخچه‌ای از بازاریابی ایمیلی برایتان بگویم چون باور دارم برای اینکه بدانیم ایمیل مارکتینگ چیست (همچنین به منظور خبره شدن در آن)، دانستن پیشینه در برداشتن گام‌های بدون اشتباه بسیار موثر است.

Timeline یا جدول زمانی ایمیل مارکتینگ

تولد Email Marketing – دهه 70 میلادی

در سال 1978، گری توئرک از سازمان تجهیزات دیجیتال (DEC) اولین ایمیل انبوه را تقریباً به 400 مشتری بالقوه از طریق آرپانت (ARPANET) فرستاد. نتیجۀ ارسال این ایمیل‌های انبوه، فروش 13 میلیون دلاری محصولات DEC، نمود پیدا کردن پتانسیل بازاریابی از طریق ایمیل انبوه و همچنین نام گذاری توئرک به عنوان "پدر اسپم دنیا" بود. ایمیل از همان زمان، خود را به عنوان کانال مؤثری برای بازاریابی مستقیم معرفی کرد.

پدر بازاریابی ایمیلی

"در واقع من خود را پدر ایمیل مارکتینگ می‌دانم نه اسپم، این دو با هم فرق دارند. E-spam یعنی ارسال ایمیل‌های ناخواسته به لیست فاقد صلاحیتی از گیرنده‌ها. در قیاس، Email Marketing تمرکز بر لیست هدفمندی از افراد است که به کالا، خدمت یا اطلاعاتی که شما برای آنها می‌فرستید علاقمندند." -گری توئرک

دوره بمباران ایمیل انبوه – دهه 90 میلادی

تا اواخر دهه 90، بازاریابی مستقیم بیشتر با پست یا تلفن انجام می‌شد که البته هر دو روش بسیار گران بودند، پست به دلیل هزینه‌های ارسال، چاپ و طراحی محتوای ارسالی؛ و تلفن به دلیل هزینه‌های تماس و نیروی کار.

در سال 1991 با معرفی اینترنت، سبک زندگی، کار و حتی، سبک بازی کردن افراد متحول شد. برای بازاریابان در سراسر دنیا، پنجره جدیدی به ارتباطات انبوه گشوده شد. هنگامی که Hotmail به عنوان اولین سرویس ایمیل مبتنی بر وب رایگان راه‌اندازی شد، به بازاریابان روشی کاملاً تازه به سوی ارتباط با مشتری هدیه داد زیرا تا قبل از آن، ایمیل تنها در دسترس دانشجویان و کارمندان بود. دسترسی رایگان به یک آدرس ایمیل، بازاریابی مستقیم را مورد تحول قرار داده و هزینه‌ها را به شدت کاهش می‌داد.

با گسترش ایمیل به عنوان راهی مؤثر برای ارتباط مستقیم با مشتری، بازاریابان یکی یکی سوارِ این قطار بازاریابی مستقیم شدند و صندوق‌های ایمیل کاربران، کم‌کم پُر از پیام‌های ناخواسته شد. وضع قوانینی برای حفاظت از کاربران در برابر اسپم ضروری به نظر می‌رسید.

اولین قانون در سال 1998 وضع شد و بواسطه آن کلیه ایمیل‌های ارسالی با هدف Email Marketing ملزم به داشتن Opt-out (روشی که کاربر به وسیله آن از دریافت ایمیل‌های ناخواسته حاوی اطلاعات، محصولات و خدمات انصراف می‌دهد) شدند.

به دنبال برنامه ای جامع برای معرفی دیجیتال خود هستید؟

پکیج‌های ما به شما کمک می‌کنند یک حضور موثر و با ثبات در اینترنت ایران داشته باشید.
برای مشاوره رایگان، همین الان با ما تماس بگیرید.
اطلاعات بیشتر...
021-63404داخلی 3

جنگ جهانیِ بازاریابی ایمیلی و تغییر جبهه اسپم – دهه‌ی 2000

بازاریابان ایمیلی با این قانونی که فراهم‌کنندگان سرویس‌های اینترنت (ISPs) به منظور جلوگیری از اسپم وضع کرده بودند، دست و پنجه نرم می‌کردند تا اینکه در سال 2003 قانون دیگری با نام "می‌توان اسپم کرد (Can Spam)" وضع شد. همانطور که از نامش پیداست به دریافت کننده‌ی ایمیلِ تجاری این حق داده شد که فرستنده‌ی ایمیل را از ارسال مجدد ایمیل تجاری باز دارد.

در سال 2004 "قانون خط مشی فرستنده (SPF)"، سیستم تأیید اعتباری را ارائه کرد که با تأیید آدرس پروتکل اینترنت (IP Address) فرستنده، به جلوگیری از اسپم کمک می‌کرد. از این پس، حجم ایمیل‌های دارای محتوای بازاریابی و ایمیل‌های ویروسی و اسپم افزایش پیدا کرد و محیط ایمیل به میدان جنگی بین فرستنده و گیرنده تبدیل شد.

هنگامی که در همان سال 2004 AOL و به دنبال آن Hotmail و Yahoo طرح فیدبک گرفتن از گیرنده را ارائه دادند، به ناگاه اسپم شدن توسط گیرنده برای بازاریابان به یک شاخص مهم تبدیل شد. این نقطه، زمان شروع استراتژی‌های تمرکز بر ضد اسپم گیرنده بود که تا به امروز هم ادامه دارد.

در سال 2008 امکانی به گیرندگان ایمیل داده شد که بر اساس آن می‌توانستند به اسپم بودن یا نبودن یک ایمیل رأی دهند، از طرفی Hotmail و گوگل هم قابلیت دسته بندی ایمیل‌ها را به گیرندگان دادند؛ امکاناتی از این دست موجب شد بازاریابان برای مورد توجه قرار گرفتن پیغام‌شان و دستیابی به موفقیت، بیش از پیش روی استراتژی‌هایشان متمرکز شوند.

به گزارش ReturnPath (یکی از سازمان‌های پیشگام در زمینه ایمیل مارکتینگ)، در سال 2009، 30% از ایمیل‌های تجاری حتی به Inbox کاربران هم وارد نشده و عدم مرتبط بودنِ موضوع ایمیل به گیرنده آن، دلیل عمده Opt-out کردن کاربران بوده است. این اختیار کاربران در مسدود کردن (Block) ایمیل‌های ناخواسته، ایمیل را کم‌کم از یک استراتژی Push (فشاری) به استراتژی Pull (کششی) تبدیل کرد (برای درک بهتر تاکتیک‌های کششی و فشاری حتماً راهنمای جامع هک رشد را مطالعه کنید).

از این زمان به بعد بر همگان روشن بود که فرستادن یک ایمیل به تنهایی کافی نیست زیرا حتی نمی‌توانستند مطمئن باشند که ایمیل ارسال شده به Inbox کاربر وارد می‌شود، چه برسد به اینکه باز و خوانده شود. در نتیجه، بازاریابان باید روی محتوایی که از طریق ایمیل می‌فرستادند بیشتر تمرکز می‌کردند. آنها فهمیدند ایمیل ارسالی به گیرنده باید او را درگیر کند و دو فاکتور اصلی برای این به اصطلاح کشیدن ماشه (Triggered Email) پیدا کردند:

  1. مرتبط بودن ایمیل به گیرنده
  2. ارسال به موقع ایمیل

مردم قدرت را به دست گرفتند – 2010 تا امروز

در سال 2011، 75% از مالکان آیفون در انگلستان از ایمیل استفاده کرده بودند در نتیجه استفاده از ایمیل، محبوب‌ترین فعالیت اینترنتی روی تلفن همراه نام گرفت. وقتی بازاریابان متوجه شدند این حجم از ایمیل‌های ارسالی‌شان روی موبایل باز می‌شود، مجبور شدند به این فکر کنند که این ایمیل‌ها در نمایشگر موبایل به چه صورت نمایش داده می‌شوند.

فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی هم چالش دیگری برای ایمیل مارکتینگ بود. افراد از کانال‌های مختلفی مانند فیسبوک، توئیتر، اینستاگرام و ... می‌توانستند با یک برند تعامل برقرار کنند. به تدریج سطح انتظارات مردم بالا رفت. بازاریابان خود را در نقطه‌ای یافتند که دیگر بدون جمع‌آوری و مدیریت داده نمی‌توانستند سراغ بازاریابی ایمیلی بروند.

از سال 2013، به تدریج استراتژی‌های ایمیل مارکتینگ به سمت تمرکز بر نیاز و خواسته هر کاربر منحصر به فرد رفت و سبک خبرنامه سنتی محبوبیت خود را از دست داد. امروزه سیستم‌های اتوماسیون بازاریابی ایمیلی با قابلیت بخش بندی (Segmentation) و تولید لیست پیشرفته، شرکت‌ها را مجهز به ابزار ایمیل مارکتینگ به شدت هدفمند نموده است؛ قابلیت‌هایی مانند محتوای پویا (Dynamic Content)، تجربه‌ای یک به یک بین کاربر و برند ایجاد می‌کنند. همچنین، تأکید بیشتر بر مرتبط بودن و Engagement (درگیر کردن کاربر) به منظور دستیابی به اعتبار ایمیلی خوب باعث شده که کیفیت، به عنوان یک رویکرد استراتژیک برای بازاریابی ایمیلی جایگزین کمیت شود.

آنچه به صورت استراتژی بازاریابی انبوهِ محض شروع شده بود، به صورت یک استراتژی برای توسعه برند و مشتری تکامل یافت.

لینکدین چیست و چه مزیتی برای کسب و کارتان دارد؟حتما بخوانید: لینکدین چیست و چه مزیتی برای کسب و کارتان دارد؟

تحول ایمیل مارکتینگ

من از نظرات شما در مورد این مقاله در انتهای همین صفحه بسیار استقبال خواهم کرد.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

در این مقاله به بررسی ۴ اشتباه استارت‌‌ آپ ها در تولید محتوا، بازاریابی و جذب مشتری می پردازیم. به عنوان مالکان استارت‌آپ‌، به خودمان افتخار می‌کنیم که درک عمیقی از بازار هدف‌مان پیدا کرده‌ایم. در واقع ما در صورتی می‌توانیم به کسب و کار بپردازیم که بازار را خوب مطالعه کرده باشیم و کمبودها را شناخته باشیم و برای برآورده کردن‌ تقاضاها، محصولات و خدماتی تولید و ارائه کنیم. امروزه تحقیق‌های بسیاری در زمینه‌ی راه اندازی کسب و کار، درک و شناخت بازار، و تعیین چگونگی همخوانی محصولات ما با آن نیازهای مشتریان صورت می‌پذیرند.

اشتباه استارت‌‌ آپ ها

و این فقط نقطه‌ی شروع است.

با وجود این، وقتی در واقع در حال ساختن پایگاه مشتریان برای کسب و کارمان (آنلاین یا آفلاین) هستیم، آنچه در مرحله‌ی بعد اتفاق می‌افتد به ندرت رویدادی آرام و بی دردسر خواهد بود. کسب و کارها ممکن است محصول‌شان در بازار گل کند اما اغلب آن‌ها برای بقا تلاش می‌کنند و دست و پا می‌زنند.

پس، فایده کسب و کار چه می‌شود؟

اغلب، اشتباهات بازاریابی مقصر اصلی این ماجرا هستند. این اشتباهات می‌توانند موانع عظیمی بر سر راه استارت‌آپ‌ها باشند. در اینجا ۴ اشتباه استارت‌‌ آپ ها در تولید محتوا، بازاریابی و جذب مشتری را که باید مراقب باشید انجام ندهید به شما معرفی می‌کنیم.

مطلب مرتبط: ۱۲ بهترین ایده های کسب و کار کوچک در ایران

۱. استفاده نکردن از فرصت پیام رسانی

فقط ساخت و ارائه‌ی محصولات درست کافی نیست. لازم است که ربط پذیری و کارآمدی محصول‌تان به استفاده کنندگان احتمالی و بالقوه در سطح کلان انتقال داده شود. (این که می‌بینم محصولات بی نظیری هستند که به خاطر درک کم مالکان‌شان نسبت به اهمیت و قدرت پیام‌رسانی برند، هیچ توجهی را به خود جلب نمی‌کنند دلم به درد می‌آید.) یک کسب و کار چگونه از این فرصت استفاده می‌کند؟

از طریق محتوا. هر چیزی محتوا محسوب می‌شود – متن روی وبسایت، پست‌های وبلاگ، ویدیوها، به روز رسانی رسانه‌های اجتماعی. و این محتوا است که با مشتریان بالقوه حرف می‌زند. بنابراین پیام رسانی درست به پلتفرم‌های متعدد امری ضروری است.

سر زدن مشتری به وبسایت شما باعث می‌شود که آن مشتری در مورد کاری که شما انجام می‌دهید دچار سردرگمی نشود. او مجبور نیست بیش از یک بار متن مقدمه را بخواند تا کسب و کار‌تان را درک کند. جمله‌ی مهم و نهایی باید به صورت مفید و مختصر بر ماهیت وجودی و همچنین منحصر به فرد بودن کسب و کار تاکید کند.  (باهوش بودن خوب است، اما نه آنقدر باهوش که مبهم و پیچیده به نظر برسید.)

هر یک از صفحه‌های بعدی باید بیشتر به این نکته‌ی کلیدی صفحه‌ی اصلی بپردازند. شما نماد چه چیزی هستید؟ چه خدماتی ارائه می‌دهید؟ چه چیزی شما را خاص و منحصر به فرد می‌کند؟ دقیقا چگونه می‌توانید کمک کنید؟ چه موقعیت‌های جغرافیایی را خدمت‌رسانی می‌کنید؟ پیام‌رسانی مفید و مختصر آدم های درست و مناسب را به کسب و کار شما جذب خواهد کرد و باعث افزایش تغییر و تبدیل‌ها خواهد شد.

مطلب مرتبط: ایده های بازاریابی چریکی: ۲۰۰ اسلحه برای بازاریابی چریکی

۲. جذب نکردن بازدیدکنندگان با شرح و جزئیات

پس، وبسایتی را ایجاد کرده‌اید که به آن افتخار می‌کنید و در تولید محتوا و سئو برای ایجاد ترافیک ارگانیک مناسب به وبسایت‌تان سرمایه‌گذاری کرده‌اید. بعد چه اتفاقی می‌افتد؟ پاسخ: اشتباه استارت‌‌ آپ ها را تکرار نکنید و نگذارید این بازدیدها هدر بروند. آن‌ها را روی هوا بقاپید!

برای بازدیدکنندگان‌تان دلیلی بیاورید تا حاضر شود اطلاعاتش را به اشتراک بگذارد. ارائه‌ی خبرنامه‌ها و منابع قابل دانلود معمولا راهی توصیه شده برای ساخت پایگاه داده‌های ایمیلی بوده است که، به نوبه‌ی خود به پرورش و افزایش بازدیدکنندگان کمک می‌کند. (شما برای بهبود تجربه‌ی ایمیلی برای مشترکین خود به یک ابزار خبرنامه سازی مانند Campaign Monitor یا MailChimp  نیاز خواهید داشت.)

اما لزوما هر بازدیدی که داشته باشید به جذب مشتری منجر نمی‌شود. پس آن وقت از کجا می‌دانید چه کسی یک مشتری بالقوه هست یا نیست؟ اگر ممکن بود که بتوانید تمام این اطلاعات را حتی بدون ثبت نام افراد به دست بیاوری چه؟ Leadfeeder برای کسب و کارها در رابطه‌ با بازدید کنندگان ناشناس داده‌های عملی فراهم می‌آورد، این که چگونه شما را پیدا کرده‌اند و چه صفحاتی از سایت شما را بازدید کرده اند – داده‌هایی که می‌توانند بر اساس توسعه‌های کنترل شده سرمایه‌ای شوند یا باعث تلفن‌های مربوط به فروش شوند.

قرار دادن پلاگین‌های اجتماعی در نقاط استراتژیک دنبال کردن آنلاین شما را برای کسانی که علاقمند هستند آسان می‌سازد. پیش از آنکه آنها برندی را دنبال کنند، بیشتر احتمال دارد محتوای وبلاگ را به اشتراک بگذارند. این یعنی تعداد فراوانی پست‌های موفق (بالقوه) و فرصت به دست آوردن دنبال کننده‌های جدید.

مطلب مرتبط: ۳۶ ایده خلاقانه تبلیغات محیطی و برچسب های تبلیغاتی

۳. محتوای کم کیفیت فراهم آوردن (یا محتوای کافی تولید نکردن)

محتوا در واقع نحوه‌ی تعامل شما با مخاطب است، و اساسا نحوه‌ی شناختی است که مردم به صورت آنلاین از شما دارند. بنابراین، وقتی پست‌ها و ویدئوهای شما کسل کننده باشند، با به روز رسانی‌های‌تان نامنظم باشند، ممکن است این تاثیر را در اذهان بگذارید که حرفه‌ای نیستید؛ این امر تاثیر تضعیف کننده‌ای بر کسب و کارتان می‌گذارد.

در اینجا کمیت و کیفیت هر دو مهم هستند. اما استارت‌آپ‌ها اغلب کمبود منابع دارند. در این صورت، من پیشنهاد می‌کنم کیفیت را بر کمیت ترجیح بدهید، اما حتی در آن صورت هم، اجازه ندهید تعداد به روزرسانی‌های‌تان از یک حدی پایین‌تر بیاید.

اگر به صورت واقع بینانه یک بار در هفته بیشترین تعدادی است که می‌توانید مدیریت کنید، به همین روند ادامه بدهید. شما باید بدانید هر چند وقت یک بار می‌توانید پست بگذارید و یک تقویم محتوا درست کنید. چند ابزار تقویم مدیریتی مفید، مثل  CoSchedule ، وجود دارند، اما اگر کمبود نقدینگی دارید، Google Docs گزینه رایگان و مفیدی برای ایجاد تقویم‌های محتوای مشارکتی است.

۴. ایجاد محتوای با کیفیت اما بازاریابی نکردن آن

چه کسی به وبلاگ زیبایی که درست کرده‌اید و روزگارش را در خفا می‌گذراند توجهی خواهد کرد؟ اشتباه استارت‌‌ آپ ها این است که اغلب آنقدر بر تولید یا ارائه محصول یا خدمات‌شان تمرکز می‌کنند که فراموش می‌کنند بازاریابی آن نیز بخش مهمی از شغل‌شان به حساب می‌آید.

همچنین، مالکان کسب‌ و کارهای نوپا اغلب با خودارتقائی درگیر هستند. به نظر می‌رسد عده‌ی بسیاری از حرف زدن درباره‌ی خودشان یک انزجار ذاتی دارند. من قبلا در کسانی که سابقه‌ی فناوری داشتند متوجه این مسئله شده بودم، اما هر کسی موقع ارتقاء یک کسب و کار آنلاین ممکن است از خودآگاهی رنج ببرد. این امر، متاسفانه، ممکن است پیام کسب و کار را در معرض سوء ظن قرار دهد یا تضعیف کند.

بالاخره، هر رسانه‌ی اجتماعی را باید شخصیتی اداره کند، و داستان زندگی شما «اعتبار خیابانی» [اعتباری که در بین مردم کوچه و خیابان دارید] شما است، پس احتمالا دلتان بخواهد آن را به سرمایه تبدیل کنید. آیا مجددا فکر کردن به خودارتقائی کمکی می‌کند؟ اگر مطلقا نمی‌توانید این کار را انجام دهید، یک بازاریاب حرفه‌ای و با تجربه را استخدام کنید (این کار ارزش سرمایه‌گذاری کردن را دارد). در مراحل اولیه، بک کسب و کار به توجه تمام و کمال نیاز دارد. این موقع وقت مناسبی برای گیج بازی درآوردن نیست!

امیدواریم اگر شما هم یک کارآفرین هستید از این اشتباه استارت‌‌ آپ ها به دور باشید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- کامروا ابراهیمی

منبع: entrepreneur


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic